السيد الطباطبائي
74
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
ناموس عليت و معلوليت باطل گرديده و نظام خارج و ذهن سپرى خواهد شد . توضيحى كه فلسفه مىتواند به اين سخنان بدهد همين است و بس ولى راستى اگر كسى پيدا شود كه بگويد ماده جسمانى هر صورتى را كه بواسطه تركيب پيدا مىكند مجموع ماده و صورت هرگز و هيچگاه حتى پس از انحلال تركيب نيز از ميان نمىرود و يا هر حادثه كه با شرايط زمانى و مكانى معينى پيدا شده حتى پس از اختلال شرايط نيز موجود است چنين كسى بايد به اور كند كه همه چيز همه چيز است و فلسفه با چنين متفكرى سخنى نداشته و او را پائينتر از سوفسطى حقيقى مىشمارد زيرا سوفسطى ميان انديشه ها لااقل تمايز قائل است و اين متفكر اين خاصه را نيز ندارد . چنين كس اگر آب بخواهد در پاسخ بايد به اسب سوار شد و اگر نان بخواهد در پاسخ بايد بيرون دويد زيرا همه چيز با همه چيز مساوى است . رابعا نظر به بيانى كه در نتيجه 3 گذشت مطلق واقعيت هستى هيچگاه و به هيچ فرض قابل ارتفاع و انعدام نيست يعنى حقيقت وجود ضرورى الوجود است . البته با تامل در اين نظريه اين پرسش پيش مىآيد كه آيا اين خاصه ذاتى وجود و از آن خود اوست يا از جاى ديگر بوى مىرسد براى دريافتن پاسخ تفصيلى اين پرسش بايد در انتظار مقاله آينده بود نظريه هائى كه در اين مقاله بثبوت رسيد 1 ما واقعيت هستى را به همه اشياء به يك معنى اثبات مىكنيم . 2 معنى واقعيت غير از مفهوم هر يك از موجودات